من و تو سطل سطل از آن آب مي كشيديم و
مي پاشيديم به هم
و عاشقانه همديگر را خيس مي كرديم
كشاورز پير با بيل ( ولي نه كلينتون )
دنبال من گذاشته است و مي گويد :
ً پدرسگ ما آب براي كشاورزي نداريم شما مي خواهيد همديگر را خيس كنيد ،عاشقانه ؟!!! ً
من فرار مي كنم به شدت و او راست مي گويد !!
برچسب: یک پست عاشقانه,یک پست عاشقانه زیبا,
نویسنده: مینا محبی